وحدت موضوعی سورهها از آرايهها و شگفتیهای بديع قرآن است
جواهری:
وحدت موضوعی سورهها از آرايهها و شگفتیهای بديع قرآن است
گروه انديشه: عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی با اشاره به وحدت موضوعی سورههای قرآن كريم اظهار كرد: اين سبك بيان را بايد يكی از آرايهها و شگفتیهای بديع كلام الهی دانست.
حجتالاسلام والمسلمين سيدمحمدحسن جواهری، عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) با اشاره به وحدت در ميان موضوعات مختلف يك سوره، صحبتهای خود را با اين پرسش آغاز كرد كه آيا انتظار انسجام و وحدت موضوعی در يك سوره لزوماً به حق است و اگر قائل به وحدت موضوعی در قرآن نباشيم، آيا نقصی بر قرآن بار میشود؟ البته برای پاسخ به اين سؤال بايد دانست كه يكی از سبكهای ادبی دوران جاهليت پراكندهگويی در قصايد طولانی بوده است. اين سبك در برخی از مثنویها و قصايد فارسی نيز ديده میشود.
جواهری با اشاره به اشعار عرب جاهلی توضيح داد: شعرای عرب گاه در يك قصيده از موضوعهای بيگانهای سخن به ميان میآوردند؛ مانند تغزل، بيان محل زندگی معشوقه، موعظه، هجو و مدح، عذر خواهی، فخرفروشی، انذار و وعيد، قصه و جز اينها تا آن جا كه چهره ناپيوستهای از لحاظ معنا به دست میداد و با اين حال اديبان عرب به آن به ديد حسن مینگريستند. اين مسئله در گفتههای برخی بزرگان ادب و متخصصان اين فن موجود است و بررسی معلقات سبعه آن را تأييد میكند.
اين محقق و قرآنپژوه با تأكيد بر سبك شعرای عرب در ايراد اشعار، اذعان كرد: البته بايد توجه كرد كه اين چينشها خيلی هم بیحساب و كتاب نيست. يكی از ويژگیهای اين نوع سخن انتقال بی سر و صدای مخاطب از يك موضوع به موضوع ديگر است. مخاطب وقتی به مصرع يا بيت ديگری با موضوع جديد منتقل میشود، زود متوجه جابجايی موضوع نمیشود، بلكه بايد چند بيت بگذرد و يا حتی گاه به آخرين بيت برسد تا متوجه تغيير موضوع شود. اين صنعت در حد بسيار زيبا در قرآن ديده میشود.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی افزود: خداوند متعال گاه چنان با ظرافت بحث را در آيات عوض میكند كه اگر انسان به تغييرات مباحث در آيات توجه نكند، به سرعت متوجه اين تغيير موضوع نمیشود.
جواهری با اشاره به اين مطلب كه انسجام آيات بارها ذهن وی را به خود منعطف كرده است، توضيح داد: بايد تحقيقی جامع و عميق در رابطه با سبك ادبی قرآن صورت گيرد. اين مطلب يكی از شگفتیهای عظيم قرآن بهشمار میآيد و حتی میتواند جزء عواملی بهحساب آيد كه منجر به پديده اعجاز در مورد قرآن شده است. البته اطلاعات ما نسبت به ديدگاههای شعرا و ادبای دوران جاهليت و مخضرم كم است، وگرنه چه بسا بتوان ادعای اعجاز را بهطور مستقل در مورد اين مطلب نيز مطرح كرد. البته اين ديدگاه پاسخ به كسانی همچون سيد قطب و برخی ديگر كه وحدت موضوعی را شرط اعجاز میدانند نيز هست، كه البته حرف عجيبی است!
وی با تأكيد بر قولی كه عنوان میكند در سورههای طوال نيز وحدت موضوعی برقرار است، اظهار كرد: اين قول نيز میتواند همزمان ادعای شگفتی و اعجاز كند. اگر محققی پس از تحقيق و بررسی و تدبر در آيات به اين نكته رسيد كه ميان آيات سوره بقره وحدت موضوعی برقرار است، اين خود يك شگفتی در دل يك شگفتی ديگر است؛ يعنی آن تغيير و تحول در درون خودش يك رشته نامرئی دارد كه كلام را از نظر محتوا يكپارچه میكند.
اين محقق و قرآنپژوه ادامه داد: امروزه اين سبك در روانشناسی با عنوان روش يادگيری «گشتالت» مطرح است كه در داستان نويسی و شعر كاربرد برجستهای دارد. گشتالت يك واژه آلمانی بهمعنای شكل، ريخت، سازمان و مفهوم است كه نوعی ابهام زدايی دارد و براساس نظريه «مكس ورتايمر» كه مفهوم ضمنی آن كليت و تماميت است، مطرح شده است.
جواهری با اشاره به اينكه اگر وحدت را بپذيريم دو شگفتی را به اثبات رساندهايم، اگر نپذيريم ناگزير به يك سود بسنده كردهايم، خاطرنشان كرد: اين سبك بيان را بايد يكی از آرايهها و شگفتیهای بديع دانست. سطح نازلتر اين سبك را میتوان در آثار ادبی دوران جاهليت مشاهده كرد و ادبا اين شيوه گفتار را جزء محسنات كلام میدانستند، در غير اين صورت حتماً يكی از اعتراضات كفار و مشركين بحث پراكندهگويی قرآن بود.
وی ادامه داد: بلكه برعكس اين گونه ارائه موضوع باعث جذب افراد به دين مبين اسلام و قرآن شد، زيرا عرب در آن زمان اين سبك را میپسنديد و اين گونه سخن گفتن را هماهنگ با روش بيان و ذوق خود میديد. البته اين مطلب نياز به كار بيشتر و جمعآوری مستندات بيشتر دارد ـ كه البته مستنداتی نيز در اين رابطه نزد بنده هست ـ شايد در كنار همه حكمتهايی كه برای پراكنده بودن موضوعات يك سوره بيان شده، اين حكمت نيز در نظر گرفته شود كه اگر قرآن چنين نبود، اديبی كه در آن زمان میزيست حتماً به آن خدشه وارد میكرد كه بهعنوان مثال چرا سورهای بلند مانند بقره از چنين حسنی برخوردار نيست، همانطور كه در يك قصيده بلند عمل میشده است.
اين محقق و قرآنپژوه با تأكيد بر اين نكته كه اساساً چه ضرورتی برای در نظر گرفتن يك موضوع يا هدف برای يك سوره وجود دارد، عنوان كرد: طرح وحدت موضوعی در يك سوره درست مانند اين است كه در يك پژوهش بنيادين حتماً سؤالهای اصلی يا هدف را يكی بدانيم كه حتماً سخنی مخدوش است.
جواهری ادامه داد: چه اشكالی دارد كه بهعنوان مثال در سوره بقره چند هدف تعقيب شود و يا چند موضوع در چهارچوبی خاص، هدفی واحد را دنبال كنند؟ اين نكته اگر با نزول تدريجی قرآن پيوست شود در تراز بالاتری قرار میگيرد و توجه بيشتری را جلب میكند. در واقع پاسخ به كسانی میشود كه دست برداشتن از وحدت موضوعی را در تعارض با مسئله اعجاز میدانند.