مفسرمحوری در هرمنوتيك فلسفی به «آنارشيسم معرفتی» میانجامد
محمدحسين مختاری:
مفسرمحوری در هرمنوتيك فلسفی به «آنارشيسم معرفتی» میانجامد
گروه انديشه: در رويكرد هرمنوتيك فلسفی، مفسر تابع متن نيست، بلكه متن و مؤلف تابع مفسر است و در اين صورت و با كنار گذاشتن نيت و مراد مؤلف، نوعی آنارشيسم معرفتی و خلل در تفهيم و تفهم انسانی رخ خواهد داد.
حجتالاسلام و المسلمين محمدحسين مختاری، رئيس مؤسسه پژوهشی بينالمللی عروةالوثقی، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) با اشاره به ناسازگاری مفسرمحوری هرمنوتيستهای فلسفی با رويكرد انديشمندان اسلامی در علم تفسير قرآن اظهار كرد: در رويكرد هرمنوتيك فلسفی مفسر به مولد و توليدكننده معنا تبديل میشود و به جای آنكه او خود را تابع مؤلف بداند، مؤلف تابع او میشود و بدين ترتيب هدايت مورد نظر تعاليم و آموزههای دينی، هيچگاه تحقق نخواهد يافت.
مفسران اسلامی و معانی طولی بطون قرآن وی با تأكيد بر اينكه البته اين بدان معنا نيست كه ما بخواهيم محدوديتی برای معنا يا به تعبير ديگر، حصری برای معانی پيامها و كلمات الهی قائل شويم، بيان كرد: ما قائل به تعدد بطون معانيی برای قرآن كريم هستيم و قرآن حاوی لايههای زيرين معانی متعددی است و مفسر قطعاً بايد خود را به آن لايههای زيرين معنايی بر اساس متدها و روشهای تفسيری نزديك كند. اين محقق و پژوهشگر در تكميل و تشريح اين مطلب گفت: اين بدان معنا نيست كه آيات قرآن معنای واحدی داشته باشد؛ بلكه بدان معناست كه آيات معانی متعدد دارد و اين معانی متعدد نبايد در تضاد با معنای نخستين كه بر اساس قرائن قابل كشف است، باشد. به تعبير ديگر اينگونه نيست كه در بطون قرآن، معانی بطنی قرآن موازی هم باشند، اينها در طول هم هستند و معنای اول، معنای دوم، معنای سوم و... الخ هركدام قرائنی دارند. هرمنوتيك فلسفی و معانی موازی و همعرض متن عضو هيئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) ادامه داد: بر اساس مبنای هرمنوتيكی هايدگر يا گادامر معانی در متون(اعم از متون الهی و غيرالهی) حالت موازی داشته و همعرض هم هستند. يعنی انسان در عين حال كه معنايی را اراده میكند، در همان حال میتواند معنای ديگری را ارائه كند و يا اينكه چند نفر میتوانند از يك متن همزمان و همعرض معانيی را اراده كنند. اين امر بر خلاف ظهورات الفاظ و مبانی تفسيری است كه در علم اصول و مباحث زبانشناختی بدان پرداخته میشود. مختاری با تأكيد بر ضرورت مشخص كردن محدوده بحث در مباحث هرمنوتيك و تفسير قرآن اظهار كرد: وقتی از هرمنوتيك و وجه ارتباط يا تمايز آن با دانش تفسير سخن میگوييم، نخست بايد محدوده بحث خود را مشخص كنيم كه مراد ما از هرمنوتيك كدام يك از نحلههای آن است. آيا مراد هرمنوتيك كلاسيك، رمانتيك يا فلسفی است؟ نويسنده كتابهای «نقد هرمنوتيك گادامر» و «بررسی و تحليل هرمنوتيك هرش»(به زبان انگليسی) در توضيح اين مطلب ادامه داد: اگر منظور هرمنوتيك كلاسيك و رمانتيك باشد، وجوه تشابه فراوانی با مباحث تفسيری ما دارد كه در رأس آن مبحث «مؤلفمحوری» است. اما هرمنوتيك فلسفی همانگونه كه گفته شد، به هيچ وجه به نيت مؤلف ارزش قائل نيست و در آن محوريت با مفسر است. آنارشيسم معرفتی از پيامدهای مفسرمحوری اين محقق و پژوهشگر عنوان كرد: در رويكرد هرمنوتيك فلسفی، اين مفسر است كه به متن معنا میبخشد و خود مولد معناست. او تابع متن نيست، بلكه متن و مؤلف تابع اوست. مؤلف نيز يكی از قاريان متن است كه متن را دوباره قرائت كرده و معنايی بدان عطا میكند. در اين صورت و با كنار گذاشتن نيت و مراد مؤلف، يك آنارشيسم معرفتی رخ خواهد داد و قطعاً در تفهيم و تفهم و رساندن پيامها خلل به وجود خواهد آمد و اين امر در واقع، بزرگترين آسيب هرمنوتيك فلسفی است. وی با اشاره به برخی از نكات مثبت و قابل استفاده هرمنوتيك فلسفی خاطرنشان كرد: البته برخی از مباحثی كه هايدگر و گادامر مطرح میكنند، ممكن است حاوی نكتههای مثبتی در باب ماهيت و چيستی فهم و تفسير باشد كه میتواند در دانش تفسير و روششناسی تفسير (و نه صرفاً بحث تفسير ترتيبی يا موضوعی قرآن و تفسير آيه به آيه و دانستن شأن نزول و فهم معانی تركيبات قرآن و...) كمك كند. مباحثی در دانش هرمنوتيك مطرح شده كه هرچند ممكن است به لحاظ محتوا ـ خصوصاً در هرمنوتيك فلسفی ـ نقائصی داشته باشد، اما شكل، متد و روش بحث میتواند به حوزه تفسيری ما بسيار كمك كند. فهم متن و مقتضيات زمانه مختاری در بيان امتياز و افتراق رويكرد انديشمندان مسلمان با هرمنوتيستهای كلاسيك در مبحث «فاصله زمانی عصر مفسر با زمان پيدايش متن» اظهار كرد: اين دو تقريباً مشابه هم هستند، اما اگر بخواهيم بر نقطه تفاوت آنها انگشت بگذاريم، بايد بگوييم كه هرمنوتيستهای كلاسيك گرچه منكر مراد مؤلف نيستند، اما معتقدند كه مفسر ممكن است به معنايی فراتر از مراد و ذهن دست پيدا كند. رئيس مؤسسه پژوهشی بينالمللی عروةالوثقی در تشريح اين مطلب بيان كرد: هرمنوتيستهای كلاسيك برآنند كه مفسر بر اساس مقتضيات زمانی و شرايط محيطی زندگی خود ممكن است حتی نسبت به مفسری كه دو قرن پيش میزيسته، به معانی تازهای دست يابد كه اصلاً به ذهن مؤلف نمیرسيده است؛ بنابراين مفسر فراتر از نيت مؤلف ممكن است به معانی ديگری نيز دست يابد. وی با اشاره به اينكه نمیتوانيم از تأثير «مطلق» مقتضيات زمانی و مكانی متن از فرهنگ زمانه سخن گفت، اظهار كرد: هرچند اين مسئله به صورت نسبی پذيرفتنی و غيرقابل انكار است و مقتضيات زمانی و فرهنگی تا حدودی میتوانند تأثيرگذار باشند. مثلاً مباحث مربوط به مسئله حج در قرآن را میتوان از اين دست مباحث هستند. عضو هيئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) تشريح كرد: فهم برخی از آيات مربوط به حج و حتی موسم حج، لزوماً با رجوع به فرهنگ زمانه و عصر نزول قرآن ميسر میشود تا اينكه شخص برای مثال ببيند كه در آن زمان، سعی صفا و مروه چگونه معنا میشده و از كجا تا به كجا بوده است؛ يعنی انسان گاهی شكل كاربردی مصاديق را به آن زمان میكشاند. خود را به زمان نزول و صدور برگردانيم وی با تصريح بر اينكه در فهم احاديث بايد خود را به زمان و زمانه ائمه بكشانيم، گفت: بايد فرض كنيم كه مانند زراره در محضر درس امام صادق(ع) نشستهايم؛ نه اينكه زراره را به زمان خود بياوريم و بگوييم اگر او اكنون در زمان ما بود چه میفهميد؟ بنابراين فهم آيات قرآن و احاديث معصومين(ع) چهبسا مبتنی بر اين است كه ما خود را به زمان نزول متن يا صدور حديث برگردانيم و ببينيم در فضای نزول قرآن، جامعهای كه مخاطبان شفاهی آيات بودند، از آن چه میفهميدند؟ پيشفرضهای موجه و ناموجه مختاری درباره «انواع پيشفرضها در فهم متن» بيان كرد: پيشفرضها بر دو نوعند: موجه و ناموجه؛ يعنی برخی پيشفرضهايی است كه چارهای از آن نيست و برای فهم متن اجتنابناپذير و بلكه ضروری هستند. برای مثال هنگامی كه مفسر وارد تفسير قرآن میشود، مسائلی در علم كلام بر او ثابت شده است. چنانكه در تفسير عبارت «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِيهِمْ»(فتح/10)، بحث استدلالی آن در علم كلام روشن شده است و با قطع نظر از نظرات متكلمين اسلامی نمیتوان آن را تفسير كرد. وی ادامه داد: برخی پيشفرضها موجه است و بلكه در تفسير متن به ما كمك میكند، اما برخی از پيشفرضها ناموجه است و بايد در تفسير، آنها را از خود زوده و منقطع كنيم؛ بنابراين نوع مفسران پيشفرضها را بر دو نوع موجه و ناموجه و مخرب و سازنده تقسيم كردهاند و از همين روی، مفسر بايد در فهم كلام خدا، از برخی پيشفرضهای شخصی، سياسی، اجتماعی و يا حتی مربوط به فرهنگ يك قبيله، به كلی منقطع شود و به دور از گرايشهای فرهنگی به سراغ فهم و تفسير قرآن برود. محمدحسين مختاری: فهم برخی از آيات مربوط به حج و حتی موسم حج، لزوماً با رجوع به فرهنگ زمانه و عصر نزول قرآن ميسر میشود تا اينكه شخص برای مثال ببيند كه در آن زمان، سعی صفا و مروه چگونه معنا میشده و از كجا تا به كجا بوده است محمدحسين مختاری: بر اساس مبنای هرمنوتيكی هايدگر يا گادامر معانی در متون(اعم از متون الهی و غيرالهی) حالت موازی داشته و همعرض هم هستند. يعنی انسان در عين حال كه معنايی را اراده میكند، در همان حال میتواند معنای ديگری را ارائه كند و يا اينكه چند نفر میتوانند از يك متن همزمان و همعرض معانيی را اراده كنند