يوسفی مقدم: 
آفرينش مادی و معنوی انسان طبق آيات قرآن روندی تحولی و تكاملی دارد
گروه حوزه‌های علميه: رئيس مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم تأكيد كرد: آدمی دو نوع آفرينش دارد؛ آفرينشی كه جنبه مادی و به تعبيری مُلكی دارد و آفرينشی كه جنبه معنوی و ملكوتی دارد كه بر اساس آيات قرآن، هر دو نوع، روندی تحولی و تكاملی دارد؛ يا حركت صعودی، و يا عقب‌گردی هبوطی است.

حجت‌الاسلام‌ والمسلمين محمدصادق يوسفی‌ مقدم، رئيس مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) در مورد فرارسيدن فصل بهار و تحول در طبيعت و سير مراحل تكامل انسان از ديدگاه قرآن بيان كرد: جريان تحول و تكامل در موجودات نظام آفرينش بر اساس يك حركت قسری و اجباری است و هر موجود و نبات و يا حيوانی، طبق آيين خلقت خداوندی به اجبار بايد مراحل آفرينش خود را طی كند.

وی ادامه داد: اما جريان تحول و تكامل در انسان اين گونه نيست؛ بلكه خداوند به انسان اختيار داده و او را برای طی مراحل تكامل و تحول از مراحل پايين‌تر به مراحل بالاتر و يا افتادن در مراحل پايين‌تر صاحب اختيار قرار داده است، او يا راه حق، عدالت و ارزش‌های انسانی را طی می‌كند يا در مسير حيوانيت قرار می‌گيرد.

يوسفی مقدم تصريح كرد: خدای متعال انسان را آفريد و در آفرينش او به خود آفرين گفت «فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِين» و اين آفرين به لحاظ جايگاه و اهميت خلقت انسان و ارزش‌هايی كه او می‌تواند در طول زندگی كسب كند است. البته آدمی دو نوع آفرينش دارد، آفرينشی كه جنبه مادی و به تعبيری مُلكی دارد و آفرينشی كه جنبه معنوی و ملكوتی دارد؛ يا حركت او صعودی است و يا عقب‌گردی هبوطی خواهد داشت.

رئيس مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم اظهار كرد: خلقت مادی و دنيايی انسان دارای مراحلی است كه متوقف بر تحول و تكامل است، البته جنبه ملكوتی و بُعد معنوی او نيز دارای مراحل تحولی و تكاملی است كه آيات مختلف قرآن به آن‌ها اشاره كرده است.

وی ادامه داد: طبق آيات قرآن كريم، انسان هم از نظر فيزيكی و مادی، دورانی را از تحول طی كرده و به كمال می‌رسد و هم از حيث معنوی دورانی را طی كرده و به كمال می‌رسد، در بعد آفرينش مُلكی انسان، در برخی از تعابير قرآن تصريح دارد «وَ مِنْ آَیَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ»، يعنی از نشانه‌های خداوند اين است كه انسان را از خاك آفريده است، در برخی از تعبيرات دارد كه «هُوَ الَّذِی خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ».

يوسفی مقدم بيان كرد: اين گونه تعبيراتی كه ابتدای آفرينش انسان را از خاك و گل ترسيم كرده است و حتی در برخی آيات ديگر می‌فرمايد: «وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا»، يعنی خداوند از آب انسان را آفريد و يا «أَلَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ»، آيا ما شمارا از آبی بی مقدار و پست نيافريديم؟ اين آيات ناظر به تحولات و تكامل آفرينش انسانی است.

وی ادامه داد: اين‌ آيات و تعابير مختلف، مراحل آغازين تحول و تكامل بشری را نشان می‌دهد، قرآن كريم در آيه‌ای ديگر می‌فرمايد: «أَوَلَمْ یَرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ»،‌ اين آيه بيان گر اين است كه انسان از يك مرحله آغازين كه آن مرحله را می‌توان به مرحله ابتدايی آفرينش انسان از خاك و آب و گل ترسيم كرد، تا زمانی كه اين آب بی مقدار در رحم مادر قرار می‌گيرد و همين آب بی مقدار به علقه تبديل می‌شود «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ»، انسان همواره در حال تكامل و تحول فيزيكی و مادی است.

يوسفی مقدم تأكيد كرد: البته لفظ «ثُمَّ» به معنای تراخی است، يعنی در اين مراحل خلقت، تدريج وجود دارد و نطفه وقتی در رحم قرار داده می‌شود به تدريج رشد می‌كند، اين آيات همگی از اعجاز آفرينش انسان حكايت دارد و حكايت‌گری قرآن نيز اعجازی ديگر است.

وی بيان كرد: بنابراين آفرينش مادی انسان طبق آيات قرآن كريم، آفرينش تحولی و تكاملی است؛ يعنی مراحلی را طی می‌كند تا به تكامل برسد همانطور كه در آيه شريفه می‌فرمايد: «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ»، خون بسته را به صورت پاره‌ای از گوشت تبديل كرديم و آنگاه آن را به صورت استخوان تبديل كرده و به دنبال آن بر اين استخوان گوشت رويانديم همه اين تصريحات در قرآن كريم، بيان مراحلی از خلقت مادی انسان و تكامل فيزيكی اوست.

رئيس مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم اظهار كرد: خداوند بعد از بيان اين مراحل مادی در سوره حجر و صاد تعبير «ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرُونَ» دارد، اينجا مرحله جديدی از آفرينش انسان آغاز می‌شود و در اين مرحله، انسانی كه از نظر مادی و فيزيكی به كمال رسيده حالا بايد آغازی از مرحله معنوی خود را شروع كند.

وی ادامه داد: آغاز آفرينش ملكوتی انسان بعد از كمال فيزيكی صورت می‌گيرد و آيه قرآن چنين تعبيری دارد كه «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً...» مراد اين آيه، آفرينش مكلوتی انسان است كه با دميده شدن روح در كالبد انسانی از جانب خداوند، اين مرحله آغاز می‌شود.

رئيس مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم اظهار كرد: برای تكامل ملكوتی انسان نيز خداوند مراحلی را در قرآن كريم بيان می‌كند كه اولين مرحله آن نفخه روح است زمانی كه در وجودش نفس ناطقه انسانی پديد می‌آيد، البته بر اساس مشرب فلسفی مشائين، خداوند ابتدا بدن را آماده كرد و سپس نفس ناطقه را در آن قرار داد، ولی بر اساس ديدگاه حكمت متعاليه، خداوند با تحولاتی كه در اين جسم مادی و فيزيكی قرار می‌دهد، نفس ناطقه پديد می‌آيد.

وی ادامه داد: در هر صورت، چه از ديدگاه مشاء يا از ديدگاه حكمت متعاليه بخواهيم آن را بررسی كنيم، اين نفس، روح و جان آدمی از جانب خداوند است. اولين مرحله آفرينش ملكوتی انسان با همين نفخه آغاز می‌شود و اين آغاز بر اساس فطرت او است «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَیِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ»، انسان بر اساس فطرت الهی كه نمودار شگفتی‌های آفرينش است، آفريده شده است.

يوسفی مقدم ابراز كرد: همچنين خداوند در آيات ديگری تصريح می‌كند: «قالَ رَبُّنَا الَّذی أَعْطى‏ كُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى»‏، موجودات را بر هدايت تكوينی عام قرار داد و آن‌ها را بر اين اساس آفريد و هدايت كرد يا «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِيلَ» ما انسان را به هدايت تشريعی هدايت كرديم و همه راه‌های سعادت و كمال را به او نشان داديم.

وی ادامه داد: اين‌ آيات نشان می‌دهد، خداوند انسان را بر اساس سرشت و طبيعتی الهی آفريده كه اين طبيعت او را كمك می‌كند كه به سوی ارزش‌های الهی گام بردارد و حركت كند، اگر انسان از اين آفرينش و فطرت الهی استفاده نكند و برخوردار نشود از ارزش‌های انسانی و الهی فاصله می‌گيرد و آرام آرام ويژگی‌های حيوانی در او تقويت و فعليت پيدا می‌كند تا به يك حيوان تبديل می‌شود و درست بر خلاف آفرينش اصلی خودش گام بر می‌دارد و به سوی ضلالت و گمراهی می‌رود كه تعبير قرآن اين است كه «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ».

رئيس مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم ابراز كرد: خداوند به انسان اختيار داده و او را برای طی مراحل تكامل و تحول از مراحل پايين‌تر به مراحل بالاتر صاحب اختيار قرار داده است، او يا راه حق، عدالت و ارزش‌های انسانی را طی می‌كند يا در مسير حيوانيت قرار می‌گيرد.

وی ادامه داد: بنابراين دو سير و حركت بعد از آفرينش ملكوتی تحقق می‌يابد، يك سير، سير قهقرايی است، انسانی كه بايد به سوی خدا و كمالات حركت نكند، سقوط می‌كند و موجودی پست می‌شود و يا به سوی خدا حركت می‌كند و سيری ملكوتی دارد و به جايی می‌رسد كه فرشتگان نيز نمی‌توانند به آن مقامات دست يابند، البته آدمی در انتخاب هر دو راه مختار است.

رئيس مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم تصريح كرد: خداوند برای انسان و آفرينش او ارزشی قائل شده كه اين ارزش را برای ساير موجودات قرار نداده است، بلكه تمام عالم برای انسان آفريده شده تا انسان از امكانات استفاده كرده و مراحل را طی كند و آن تعليم و تربيت الهی است.

يوسفی مقدم اظهار كرد: اساساً فلسفه رسالت و بعثت انبياء نيز همين است در ‌آيات شريفه قرآن خداوند می‌فرمايد: وقتی صحبت از فلسفه بعثت می‌شود، بحث تزكيه و تربيت انسان مورد توجه قرار می‌گيرد، آفرينش برای به كمال رسيدن انسان پديد آمد و انبياء برای اين آمدند كه انسان به كمال برسد، بنابراين كمالی كه انسان بايد به آن دست يابد، همان تزكيه و تهذيب و آموختن حكمت و تربيت از انبياء است،

وی ادامه داد: خداوند در سوره مباركه جمعه آيه دوم، فلسفه بعثت پيامبر خاتم را همين مطلب می‌داند و با لقب‌هايی كه خداوند در آيه قبل ياد می‌كند اهميت مسئله بعثت انبياء به ويژه پيامبر اكرم(ص) را می‌رساند، در آيه اول سوره جمعه خداوند درباره مقام تسبيح الهی می‌فرمايد: همه آنچه در عالم است خدای يگانه را تسبيح می‌كنند، خدايی كه پادشاه اين عالم و عزيز و غلبه كننده است و هرگز مغلوب نمی‌شود و هيچ كاری بدون حكمت از او سر نمی‌زند، خدايی كه دارای اينگونه صفات است، پيامبری را مبعوث كرد كه اين پيامبر برای رساندن انسان به كمال، آمده است.