حمايت دولت و مضامين قرآنی؛ دو مؤلفه اصلی در موفقيت توليد بازیهای رايانهای اثرگذار
حمايت دولت و مضامين قرآنی؛ دو مؤلفه اصلی در موفقيت توليد بازیهای رايانهای اثرگذار
گروه فضای مجازی: در دنيای كنونی كه سخن از جنگ نرم در آن بسيار است، بازیهای رايانهای يكی از بهترين ابزارهای قدرت به شمار میروند، پس حمايت دولت از توليد بازیهای رايانهای با مضامين قرآنی در گسترش آثار اثرگذار سهم بسزايی دارد.
بازیهای رايانهای از جمله رسانههايی به شمار میروند كه میتواند بر كاربران اثرگذار باشد. به اين معنی كه كاربر ساعتها وقت و زمان خود را صرف میكند و به اندازهای در محتوای بازی غرق میشود كه مفاهيم آن به صورت لايهای و ذره ذره در وجود كاربر رخنه میكند و در وجود او اثر میگذارد.
امروزه بازیهای رايانهای ابزار قدرتی برای دشمن شده است و او به شكلی ماهرانه سعی دارد از اين روش عليه كشور استفاده كند و تمام اهداف خود را در آن جريان سازد. دشمنی كه ديگر امروز از سلاح سرد استفاده نمیكند چه بسا كه با شيوههای جذاب و متناسب با ذائقه نوجوانان و جوانان ايرانی، بازیهايی را روانه بازار میكند كه متضاد با مبانی دينی و اسلامیمان است.
دشمن با وجود فقر فرهنگی و نداشتن تاريخی غنی با وارونه جلوه دادن تاريخش از آن در بازیهای رايانهای استفاده میكند و از اين طريق سعی دارد فرهنگ غرب را بر فرهنگ غنی ديگر كشورها همانند كشورمان غلبه دهد. اما متأسفانه ما با داشتن فرهنگ غنی و پتانسيل مناسب از منابع نتوانستهايم در بازیهای رايانهای كار بزرگی را پيش ببريم.
قصص قرآنی يكی از بهترين ظرفيتهای منابع كشور به شمار میرود كه اگر دستاندركاران امر، توجهی به اين موضوع داشته باشند، قطعاً میتوانند بهترين بازیها را روانه بازار كنند. اما تاكنون چند درصد از بازیها به قصص قرآنی اختصاص داده شده است؟ و چند درصد از آن به مبانی و مفاهيم دينی و اسلامی توجه دارد؟
بر همگان روشن است كه اعتبارات در ارتقای كيفيت بازی نقش دوچندانی دارد و اعتباراتی كه برای ساخت بازیها صرف میشود، كمتر از آن چيزی است كه كشورها برای آن هزينه میكنند و در نهايت شاهد اين موضوع هستيم كه بازیهای رايانهای ايرانی در ميان كاربران ايرانی از استقبال كمتری برخوردار میشوند.
در شرايط كنونی هر مؤسسه و شركت نرمافزاری با هزينههای شخصی برای توليد بازیهای رايانهای دست به كار شده است و هر يك به نوعی مستقل محصولاتی را به مرحله توليد میرسانند كه بعضاً از ارزش و كيفيت چندانی برخوردار نيستند. در واقع حركت جزيرهای شركتها نه تنها آنها را به هدفشان نمیرساند، بلكه به راحتی ميدان را به دست دشمن میسپارند و در نهايت بازار داخلی را از دست میدهند.
در وضعيت كنونی تأسيس سازمانی به نام سازمان بازیهای رايانهای در قالب دولتی میتواند وضعيتمان را بهبود بخشد چرا كه چنين سازمانی میتواند هرساله از اعتبارات دولتی برخوردار باشد و شركتها و مؤسسات به راحتی بازیهای مناسبی را بدون دغدغه مالی توليد كنند.
همچنين چنين سازمانی میتواند خط مشی مناسبی را برای همه دستاندركاران توليد بازیهای رايانهای تعيين كند و براساس موضوع بازی، اعتباراتی به آن اختصاص يابد. شايد بتوان گفت كه با وجود بنياد ملی بازیهای رايانهای، نيازی به تأسيس چنين سازمانی نباشد اما بنياد متعلق به بخش خصوصی است و در اعتبارات با مشكلات بسياری مواجه است. هزينه توليد بازیها هنگفت است و مؤسسات كمتر میتوانند از عهده اين هزينهها بر بيايند.
بازی مختارنامه كه همچنان در مرحله بازینامه قرار گرفته و دستاندركاران امر به دليل مشكلات مالی نتوانستهاند آن را به مرحله توليد برسانند. هزاران بازی ديگر وضعيت مشابه مختارنامه را دارند. چنين بازیهايی كه با فرهنگمان همخوانی دارد، چرا بايد به آن بیتوجه باشيم و به راحتی از كنار آن عبور كنيم درحالی كه دشمن با ساخت بازیها بر ايمان، اعتقادات و ارزشهایمان توهين میكند. ارزشهايی كه كشورمان يك شبه به دست نياورده است و برای آن چه خونها كه نريخته است.
بازیهای رايانهای بايد از سوی دولت جدی گرفته شود در غير اين صورت دشمن هرچه بخواهد میتواند بتازد تا جايی كه روزی نتوانيم چنين اشتباهی را جبران كنيم.
